ظاهراً اين نوع رساله‌ها از ويژگي‌هاي غرب لاتيني بود. معادل آن را در نقطه‌ٴ ديگري از جهان‌ سراغ ندارم‌1 به‌ويژه رساله‌اي عربي با عنوان كتاب في‌الشطرنج و منصوباته و ملاهيه از نويسنده‌اي‌ ناشناس‌، نسخه‌ٴ خطي موزه‌ٴ بريتانيا مورخ 1257 كاملاً جنبه‌ٴ فني دارد.2
اميدوارم خواننده اين گريز زدن به ((پندهاي اخلاقي شطرنج‌)) را به‌خاطر غرابت موضوع‌ ببخشد. بي‌شك در اينجا جنبه‌ٴ عجيب و خوش‌آيندي از زندگي سده‌هاي ميانه آشكار مي‌شود. براي مجسم كردن گروهي از شهسواران كه سرگرم بازي شطرنج با يكديگرند، به نيروي تخيل‌ چنداني نياز نيست‌. در حالي كه آنان در حال بازي‌اند يا در فكر حركت بعدي‌اند، ممكن است آن‌ كسي كه با انديشه‌اي پخته‌تر يا جدي‌تر به اين بازي مي‌نگرد، تشبيهات و قياس‌هاي اخلاقي را به‌ ياد آورد. ميان مردان واقعي‌، همانند مهره‌هاي شطرنج‌، تفاوت‌هاي زيادي هست و هر حركت‌ درست يا غلط آبستن رويدادهايي است كه از آن گريزي نيست‌. زندگي هر كس مانند بازي‌ شطرنج است كه در آن در برابر ديگران يا در برابر شيطان يا عفريت مرگ بازي مي‌كند. در هر حال‌، كيش و مات آخر را، مرگ است كه مي‌گويد.
برگرديم به موضوعات جدي‌تر. ميان حقوق شرع و حقوق مدني كشمكش زيادي وجود داشت‌، زيرا هردو مدعي داوري در امور واحدي بودند. دشوار بتوان گفت هريك در كجا شروع‌ مي‌شد يا پايان مي‌يافت‌. اين بسته به‌آن است كه مسئله‌اي را از زاويه‌ٴ ديني ببينيم يا غيرديني‌. مسلم است كه گرايش مقاومت‌ناپذير كليسا براي دخالت در هر امري موجب تورمي در قانون‌ شرع گرديد. به‌علاوه‌، فقيهان و قانون‌دانان مدني (ولي بيشتر گروه نخست‌) تحت سلطه‌ٴ تعصب‌هاي ديني قرار گرفته و گمراه شده بودند. اين امر به‌ويژه درمورد عمل تفتيش عقايد صادق است كه برنار گي به‌خوبي توصيفش كرده‌. چنين انحرافاتي در رفتار قانوني با جذاميان و نجس‌هاي نگون‌بخت و در رديه‌هاي ضد اسلامي‌، كه بخشي از تبليغات صليبي را تشكيل‌ مي‌داد، به‌خوبي ديده مي‌شود.
تا اينجا چشم‌گيرترين كشمكش حقوقي عصر، مبارزه بر سر قدرت ميان پاپ و امپراتور بود. اين را مي‌توان مورد خاصي از كشمكش ميان حقوق مدني و حقوق شرع دانست‌. فرانسويان از زاويه‌ٴ جديدي به مسئله مي‌نگريستند. آنان كاملاً مايل بودند تفوق پاپ را بر امپراتور بپذيرند،


1 .تنها ذكر اين بيت فردوسي را بي مناسبت نمي‌دانم‌: ((ز شطرنج آموز اي مرد، كار / همه راه و رسم از درِ كارزار)) و اين اشاره‌ٴ سعدي را: ((پياده چون عرصه‌ٴ شطرنج بپيمايد فرزين شود)) اشارات اخلاقي در ادبيات فارسي به هيچ روي كمياب نيست‌. ــ م‌.
2 .نگاه كنيد به چاپ و ترجمه‌ٴ اسپانيايي آن با مقدمه‌ٴ
(F. M. Pareja Casanas: Libro del ajedrez, de sus problemas y sutilezas (2 vols., Madrid  1935; Isis 25, 199